کافه زندگی

کافه زندگی

حوصله‌ی شرح قصه نیست...🌷

طبقه بندی موضوعی

۴۳ مطلب با موضوع «روزانه نوشت» ثبت شده است

http://s1.picofile.com/file/8284150676/4shanbe.jpg
امسال به استقبالش میریم.
سالای قبل چندان اهمیتی برام نداشت و مثل همه ی شبای دیگه بود.
البته نه که امسال اهمیتی داشته باشه یا فرق کنه،نه :دی
امسال تصمیم گرفتیم با دوستان ، یکم بهمون خوش بگذره...البته یکم...
آخه اینجوری که تلویزیون نشون میده هرسال ، انگار چهارشنبه سوخاریه!
حد و حدود عقلی رعایت خواهد شد! 


به بهانه ی چهارشنبه ی سرخ:
http://s9.picofile.com/file/8284150734/sdfgrg.gif


کاوه یغمایی - چهارشنبه سوری


بعدن نبشت :
خنده امسال چون تحویل سال روز چهارشنبه هست،چهارشنبه سوری یکمی زمانش بهم ریخته. ملت نمی دونست ترقه هاش رو این شب چهارشنبه بترکونه یا که بذاره دقیقا واسه شب قبل عید!
دیشب رفتیم یه دوری زدیم ، دیدیم استقبال کم شوره. به یک آتیش و دور هم بودن اکتفا کردیم. انشاءالله باشه واسه شب عید...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۴۹
مجتبے ‌‌

بدون مقدمه...
بعد از تولید زیبای خفته ی وطنی (که البته خدا داند!) نوبت به ارائه ی شاهکار مهندسی وطنی رسیده بود.
به علاوه ،در همین راستا ، نکته ی جالبی همیشه ذهنم رو مشغول کرده بوده که :
به گمونم ، مرسدس بنز و BMW هم توی یک مدل اینهمه سری و تیپ ندارند که سایپا فقط توی پراید داره!
خواستم اندر احوالات این موضوع، این اموجی رو ضمیمه لطیفه ی تلخم کنم : اما افاقه نمی کرد...فکر کردم شاید این جبران کنه!


بعدا نوشت :
چقدر میشه از این صنعت کشور احساس انزجار کرد!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۰۲:۱۱
مجتبے ‌‌

http://s6.picofile.com/file/8284115076/C0073930_Bored_teenager_using_a_laptop_computer_2.jpg
My dope show position in the life
  is to be soft googling to pass the life...

How long...?!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ اسفند ۹۱ ، ۱۸:۴۵
مجتبے ‌‌
همون سوالی که احتمالا وختی پولدار شدم از خودم میپرسم!

http://s9.picofile.com/file/8283804534/35502_10151472633368679_1956954031_n.jpg

? shall i burn it
جوکر / The Dark Knight
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۱ ، ۱۷:۱۳
مجتبے ‌‌

http://s9.picofile.com/file/8283799668/television.png

از پایین صفحه تلویزیون تا تقریبا وسطای اون ، داره تبلیغ قرص لاغری بوتانیکال اسلیمینگ میکنه...
بالای تصویر تبلیغ مکمل 15 کاره ترک اعتیاد میکنه...
خود طرف سمت راست تصویره و داره از فوتبال حرف میزنه و خبرها رو تحلیل و بررسی میکنه...
سمت چپ توی یه مانیتور داره تبلیغ کینگ سایز پاور و لارجر باکس میکنه...
اون گوشه هم فرکانس جدید فلان شبکه رو بصورت ثابت نشون میده....

واقعا داشتن یک کانال تلویزیونی به چه قیمت ؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۱ ، ۱۱:۴۰
مجتبے ‌‌

http://s4.picofile.com/file/8283796850/t4lbwr13tt2cx4co7ik_2_.jpg
سرو چـهارهزار ساله - ابرکوه ، یزد

براستی چه بر تو گذشته است!
چه چیزهایی را در طول این دوران به چشم ندیده ای!
چه نسل هایی را که پشت سر گذاشته ای.
چه فراز ها و چه فرود های تاریخی که نچشیده ای!

چه کسانی از پیش پای تو طی طریق کرده اند ، به تو تکیه داده اند ، زیر سایه تو آرمیده اند و قیلوله بجای آورده اند
شاید هم نفسی در ساز دمیده اند...

چه روزها و چه شب ها ، چه مهتاب ها و چه سحرها ، چه خوشی ها و چه ناخوشی ها ، چه بهارها و چه خزان ها ، و چه و چه و چه....که تو ندیده ای!
تو خود برترین کتاب تاریخ زنده ای!

و براستی که چه بر تو نـــگذشته است!


کمی بیشتر بخونید : http://www.momenin.org/p5/p078.htm
-----------------------------------------------
امروز داشت از تلویزیون این سرو رو نشون میداد.اتفاقی دیدم
واقعا چقدر جالب بود.چه صلابتی داشت...
همیشه با دیدن بعضی صحنه ها و مکان ها ، یک حس بقول اونور آبی ها نوستالژیک (یا همچین فرمی) بهم دست میده! یک احساس مبهم اما آشنا. یعنی با دیدن اونها ،انگار یک ارتباطی بین من و اون صحنه یا مکان یا چیز بوجود میاد که احساس میکنم در عین بی ربطی به اون مرتبطم! یه روزی اونجا بودم ، اون رو لمس کردم ، باهاش زندگی کردم ، و ازش خاطره دارم.... حسی به این نزدیکی! و وقتی دقت میکنم درش ، میبینم همه ش رنگ و بوی گذشته میده. اما کی ؟!

گاهی وقتا یهو به دلم میافته و کنجکاو میشم بدونم که مثلا، روی این تکه زمینی که الان من نشسته م ، 100سال پیش ، 400 سال پیش ، 1000 سال پیش ، یا شاید اصلا 4000 هزار سال پیش ، چه کسی یا کسانی زندگی میکرده؟ ، اینجا چه مکانی بوده؟ ، چه اتفاق هایی افتاده؟!
یا مثلا توی کوچه یا خیابون که رد میشم ، به خودم میگم تو همون تاریخ ها ،چه کسانی  و چه گروه و فرقه و نسلی مثل من از اینجا رد میشدن ؟!
خوب شاید این برای خیلی ها بی اهمیت و مسخره باشه ، اما برای من، این هم خودش نوعی داستان هست و هر داستانی هم ارزش شنیدن داره!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۱ ، ۱۶:۲۲
مجتبے ‌‌

تنهایی ،تنهایی ،تنهایی ،تنهایی ،تنهایی ، موزیک ، تنهایی ،تنهایی ، گوش دادن به ارتعاش 6 تا سیم فولادی ، تنهایی ، تنهایی ، تنهایی...
 چه خوش میگذره بهم! :)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۱ ، ۱۴:۴۶
مجتبے ‌‌
http://s6.picofile.com/file/8283395576/2121018175737.jpg


چقدر سخته زندگی بین آدم برفی ها
به آدم برفی ها نمیشه زیاد نزدیک شد. یا گرمای تو اونها رو آب میکنه ، یا اینکه سرمای اونها  روح تو رو سرد!
آدم برفی ها...همون ها که احساسات درونی کم رنگی دارن ، یا شاید همون روح رنگ باخته هم زبانیه و از روی عادت.
همونها که حواسشون به هرچیزی هست الی دور و ورشون.
گاهی هم رنگ نشدن با جماعت ینی زجر کشیدن. زجری تدریجی و ناباورانه و ویران کننده.
نمی خوای مثل بقیه سرد باشی؟ پس زجر میکشی...

و تو هم بی تفاوت می‌شی...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۱ ، ۲۳:۱۱
مجتبے ‌‌


http://s2.picofile.com/file/8283395084/66736_509444925745236_191660677_n.jpg
تبریک سال نو به سبک Joker
هه :)







http://s9.picofile.com/file/8283395126/150983_509399939083068_1326571554_n.jpg

 Santa Klaus و Joker
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۱ ، ۱۶:۱۱
مجتبے ‌‌

"خرپ خرپ های مغز یه چپ دسـت "

وبلاگ گارسیا ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۱ ، ۲۳:۰۷
مجتبے ‌‌